پری عروسه یا خدمتکار؟؟؟؟
اگه همسری بدونه کلی غصش می گیره . این پری تنبل ۲ هفته قبل عید رو واسه خودش مرخصی عشقی گرفت و دور ملا شدن رو خط کشید.این ۲ هفته رو ترجیح دادم خدمتکار باشم .نمی دونید چه کیفی داشت.تو عمرم این همه کار نکرده بودم. همه تمیز کاری ها رو تنهایی انجام دادم . همه وسایلو ریختم بیرون و تمیز کردم آوردم داخل.
همه بهونم هم این بود که ۲ عید مراسم عقدمه و همه چی باید مثل نگین برلیان بدرخشه.داداشی ها هم در عوض کمک بهم می خندیدن. ایییییییییییییی داداشای بد .
تموم شد. دوره خدمتکاری رو نمی گما. خونه تکونی تموم شد. آخیش.
از بابت اصل کاری هم یعنی لباس عقد که پری عروسه خیالش راحت بود.با همسری رفتیم شانزه لیزه خریدیم. شانزه لیزه هم واسه خودش داستان داره.من با همسری شوخی می کردم می گفتم همسسسسسسسسسسسسسسری بریم شانزه لیزه لباسمو بگیرم .من خیلی دوست دارم شانزه لیزه و ایفلو ببینم. همسری هم با افتخار به من قول می داد.
تا اینکه لباسو خریدم بعد هنوز از خیابونی که لباسو خریدیم دور نشده بودیم که همسری گفت اینم از لباسی که بهت قول دادم تو شانزه لیزه بخرم . گفت چون بهت قول دادم شانزه لیزه بخرم اومدیم اینجا. منم گفتم من شانزه لیزه قلابی نمی خوام .آخه اسم خیابونه شانزه لیزه بود.
منو دوستم رفتیم سفارش سفره عقد و آرایشگاه رو واسه ۲ عید دادیم . همسری هم کلی ناراحت شد که چرا با ماما نرفتم. قهر کردیم بعد آشتی کردیم .ولی واسه وسلایله پذیرایی و کرایه صندلی با بابا و همسری رفتم.
من هم که به قول داداشی انگار می خواستند به کره ماه پرتابم کنند . پر از جنبو جوش و تا دلت بخواد استرس شده بودم. همه رو هم با خدمتکاری سختی که می کردم جبران می شد.
خوب حالا منتظر مهمانها بودم.