همسری میگه که میتونه وقتی ازم دور باشه حالش خوب باشه چون میگه با اینکه من ازش دورم ولی همیشه کنارشم اما همسری من نمیتونم وقتی تو کنارم نیستی حالم خوب باشه...

پریت نهایته اوج رو میخواد نهایت لذتو میخواد من نمیتونم به فکرو تصورو خیاله تو قانع باشم وقتی خودت کنارم نباشی این درست مثل اینه که

 فقط فکر دوچرخه سواری رو کنم  فقط فکر کوههای آلپ رو کنم فقط فکر پیچیدن باد تو موهامو کنار ساحل کنم فقط فکر با هم شنا کردنو کنم فقط فکر و تصور رانندگی ای رو کنم که تو کلاژ می گیری و من دنده عوض میکنم فقط فکر کویر رفتن با ماشین شاسی بلند رو کنم 

به خیال و فکر  تو قانع بودن درست مثل اینه که فقط تصور موهای بلند ژولی پولیمو زیر بارون تو خیابون کنم که فقط فکر بغل کردنای از سر ذوق رو تو کوچه پس کوچه ها خیابون پاساژ فرودگاه خونه مامان ...کنم فقط فکر موتور سواری و باد بردن موهامو کنم فقط فکر جت اسکی دو نفره رو کنم فقط فکر اتریش رو کنم فقط فکر صندل پوشیدن تو خیابون با لاک قرمز رو کنم فقط فکر جزیره رو کنم فقط فکر عکاسی تو دل زمستون از یه شکوفه رو کنم 

به تصور و فکر تو قانع بودن درست مثل اینه که فقط فکر نی نی رو کنم فقط فکر پاییز رو کنم فقط فکر برخورد دونه دونه های برف با چشام و صورتم رو کنم فقط فکر تاب بازی و برخورد منظم دستهای گرمت به کمرم رو کنم فقط فکر پیاده رویمون از تجریش تا دربند رو کنم فقط فکر دو سال معشوقه بودن و عاشق بودن را کنم ...... 

واقعیتها باید در کنارم باشن لمس کنم ببینم بو کنم حس کنم بشنوم بنوشم بخورم تا لبریز بشم تا سرشار بشم از شوق از لذت از دوست داشتن و دوست داشته شدن ...تو در کنارم باشی من زاده میشوم ...